![]() |
![]() |
|
|
سلام همه خوبید ؟! من خوب نیستم ، اما این به این معنی نیست که انرژی ندارم ! نمیدونم ...! اینم بدبختی منه !! اه امسال اصلا مدرسه بهم حال نمیده ، همه وول درسو میخورن ! یا اینکه خیلی خجسته هستن ! دوس موستامم رفتن ، موندن یه سری دخترای لوس ! ( همکلاسی ! اگر داری میخونی بدون که فقط تو استثنا هستی ) سیاست رو بنگرید (!) اصلا من از هیچی خیر ندیدم که سیاست دومیش باشه ! سیاستو ننگرید ! شاید هم خود خویشتنم هم لوس شدم خبر ندارم ! ( همکلاسی ! ممنونم که تحملم میکنی ، فقط پرو نشی بگی تو لوس بودی !!) این امتحان مام که نهایی شده این معلما هی میگن ... هی میگن ... اصلا چرند میگن ! ( معلم عزیز!اگر شما هم میخونی بدون که شما هم استثنا هستی) انگار ما امتحان نهایی ندیده هستیم ! معلم x تعریف مینمود :دیگه امسال که اینجا امتحان نمیدید ، باید برید حوزه ... حالا حوزه کجاست ؟ هیچ کدومیتون نمیدونید که !! دم دروازه ی دور از جون جهنمش ، 6 خانم غول پیکر وایسادن ( با حفظ تمام موارد اسلامی ) اول با یه سیستم کرومزم شمار شناساییتون میکنن ، اگر 46 تا بود راهتون میدم ( که البته در این مرحله همه بچه های ما رد میشن چون یکی از علمای علم ریاضی به کمک چند تن از زحمتکشان این عرصه کرومزم های این موجودات غریب - بچه های مدرسه ما - به طور تقریبی شمارش فرموندند به نتیجه رسیدن که ما 42 کرومزومی هستیم ) بعد که شمارش کرومزم تمام شد 3 تا میزنن زیر گوشتون واسه خنده ، نه واسه خنده چیه ؟! واسه این که حساب کار دستتون بیاد (2 تا اونور یکی اینور) بعد باید از یه چیزی ماورای پل صراط ( یه چیزایی تو مایع های شرک 1 ، اونجایی که روبه روی قصر فیونا بود ) از اون باید رد بشید ...! تازه بعد از ستیز و جنگ با خوناشام و هزار موجودات دیگه میرسید به صندلیتون ... در این جا اگر در این بیین خودکار جا نذاشته باشیم یا از دستمون نیوفتاده باشد میتوانیم امتحان بدهیم ! و این تازه آغاز وحشتی بزرگ است ! تازه تو جلسه معلما هم گفتن که تصیح اراق در جهان ماده صورت نمیگیرد (اراق رو چطور میبرند خدا میدونه )
میبینید چطور خالی میبندن؟! تازه اگرم خالی نبندن مگه این بچه های مدرسه ما یا به قول همون جناب عالم 42 کرومزومی ها ، غیرتشون میجنبه ؟! ( همکلاسی ! من واقعا دوستت دارم ترو خدا آروم بزن )
پ.ن1: این 42 کرومزومی ها بسی بسی جالب اند . شمام بگردید تو مدرستون به وفور پیدا میشه ! پ.ن 2 : شاید در نقل قول از معلم عزیزمان اندکی بدجنسی نموده باشم ! پ.ن3: اگر از داستان های ماها ( 42 کرومزمی ) استقبال شد بیشتر میگیم ! پ.ن۴: شاید بعضی از کلمات مفهوم گنگی داشته باشن ، طبیعیه ! چون از خودم لغت در کردم ! به نظر من وجود آیکون و شکلک در نوشته آن را بسیار مسخره میکند و از آنجایی که من از این جنگولی ها دوست دارم به صورت ییهو تخلیه میکنم :
شاد و ممنوع باشید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 18:8 توسط روومینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
اینجا تشکیل شده از : خاطرات ، سهراب ، ذهنیات من ( قسمت های عمومی) ، سهراب ، علاقه مندی هام ( بازم قسمت های عمومی ) ، نظرات ، و ... نهایتا سهراب ! |
| صبح بخیر |
|
سهراب سپهری-غمی غمناک مدل های ناصر جون سیب زمینی های اهل فضل سهراب + رامینا + ... بابا لنگ دراز 42 کرومزومی ها |
|
RSS
|