تبليغاتX
گــــــــل یــــــخ

ســــــــــــــــــلام !

چطورین !؟ امروز تـــــــــــــولد 2 سالگــی گل یــــــــخ جونم هس !

تولدش مبـــــــــــارک !

                          TAVALOOD

امروز با دوسای راهنماییم رفتیم پارک نشاط ! چقد دلم واسشون تنگ شده بود ... وقتی باهاشونم احساس میکنم دلم بیشتر براشون تنگ میشه ، خیلی خیلی امروز خوش گذشت و خندیدیم .رفتیم نشستیم توی یه آلاچیق ، آهنگ درخواستی اجرا میکردیم ! اندی و شهرام صولتی و انریکه و...

البته بگما این پارکه که ما رفتیم از این پارکاس که فقط خانومارو راه میدن بعد اونجا میشه مانتو و این بساطای زجر آورو در آورد ...خلاصه خیلی راحته آهنگ در خواستیم فقط همون جا اجرا میشه !...

دیگه چی شد ... آهان دوسم یه رژ مایه بهم داد سرخآبی جیغ بود ... سارا گفت رومی بزن ببینم چه شکلی میشی ، منم زدم... حالا مگه میرفت ... همونجور هی پر رنگترم میشد ... خنده ای شده بودم ، دلقکــــ !

از اونجایی که این وبلاگ حکم دفتر خاطراتو داره لازم میدونم اسم دوسامو بنویسم ::

من ، سارا ، مونا ، میترا ، دریا ، تینا ، اون یکی تینا و خواهرش ، نازنین و خواهرش ، یگانه و خواهرش ، سانیا و رژینا با یکی از دوساشون، شقایق ، غزاله و... شاید بازم بودن یادم رفته .

صحرام اومد با مریم که دختر خالش بود فک کنم . دوسام میگفتن تو یه چیزیت میشه !.. ملت از توی اینترنت با پسرای مردم قرار میزارن تو رفتی با دختر مردم قرار گذاشتی !

برگشتنه هم شب شده بود زنگ زدم مامانم بیاد دنبالم ، تا از در رفتم بیرون 3-4 تا از دوسام اومدن کنار دسم که رومی هر جا رفتی مام میایم !

خلاصه رفتیم به زور نشسیم / چپیدیم گل پری گذاشتیم توی "ترافیک"... سارا طی طرح شاد سازی روحیه و این بساطامون رفته گفته این سر کوچه ایه واسمون یه سی دی بزنه همش شـــاد ! یه آهنگش گل پریه ، باحاله !

به من میگن گل پری / دل نمیدم سر سری

با لباسای زر زری / دل میبرم از هر کسی

دخترمو ناز پری / اسم منه گل پری !

دانلود

( البته امتحان نکردم لینکشو )


       

:هیچکی بچه محل ها آدم نمیشه ، من اصلا توی دبیرستان دوس صمیمی ندارم ...

: همه دوسام واسه گلی جونم دس زدن ، اگه همین الان دس نزنی الهی کچل بشی ! کادو هم می پذیریم

: ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد...

 : (۶/۷)

بعیده این ثانیه ها ،توی خوشی دنیا بیان

بعیده این دقیقه ها ،با ما تا فردا راه بیان

بعید تر از بعیده که ،تو هم سلام من بشی

رو تن این دوباره ها ،یه خط باطل بکشی ...

« ترانه »

حدود ۱۰ دیقه بعد  : داره بارون میاد ! ... خدایا شکرت که یه باره دیگم توی اتاقم بوی بارون پیچید !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 0:8  توسط روومینا | 

 

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

 

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می شود

 

سلام ، هرکی آپ کنه سلام نکنه " خنگ مطلا لگام " محسوب میشه ! حالا چرا !؟ چون سلام سلامتی میاره ! و از اونجایی که آنفلانزای نوع A ( اسم غلط = خوکی ) شیوع پیدا کرده سلامتی لازمه ! البته از اونجایی که شایعه شده که قرار بخاطر این جناب، مدرسه ها تعطیل بشه زیادم سلامتی لازم نیس ! بخـــــــــدا ! حاضرم همه دوسام آنفولانزا بگیرن اما اول مهر مدرسه نرم ! خسه شدم 10-11 سال فرتو فرت اول مهر میریم جنگل ! آخرش چی شدیم !؟البته هنوز به آخرش نرسیده ...

خنگ مطلا لگام چیست ؟! والا ما توی مدرسه راهنماییمون یه دختره بود که خیلی اوسکل بود ، اسمشم مرضیه بود ! یعنی از این تیپا که روی عصاب مصاب آدم اسکی میرفت ، هر وقت اکیپ مارو میدید یه نگاه عاقل اندر سفیه میکرد ، بعد سرشو تکون میداد و یه نچ نچ ! ... از بخت سیاه من ، این دختره هم باید کنار من میشست ! ای کاش مثل آدم میشست !... مثل اسب همش توی کار آدم دخالت میکرد ، یادمه سیم رابط منو دبیرا بود ! من همیشه مشقامو سر کلاس حرفه و فن میشنوشتم اینم فرت میرفت اطلاع میداد ، تا میومدم بگم مرضیه جون این رسمش نیس نکن ! داد میزد عین این بچه 4 ساله ها گوشاشو میگرفت ، « تو دختر بی ادبی ، مامانم گفته با دختر بی ادبا حرف نزنم »

ای خدا جیگرمو کرد عین جیگر سوخته زلیخا ! آخه اون مامانش بهش نگفته بود توی کار این دختر بی ادبا دخالت نکنی ! ... تنها واژه ای که به عنوان خاطره ازش توی ذهنم مونده « نکبت » هست ! همیشه بهش میگفتم خنگ مطلا لگام !...

 

تو آمدی زدورها و دورها

ز سرزمین عطر ها و نورها

نشانده مرا کنون به زورقی

زعاجها ،زابرها ،بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعر ها و شورها

 

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

 

این روزا برام خیلی روزای بدی هستن ، آدم تا یه جایی خودشو هی گول میزنه میگه فردا یه روز دیگس و بیخیال و.. اما دیگه نمیشه ، یادش بخیر موقعه هایی که هنوز خوندن یاد نگرفته بودم نمیتونستم نوشته های توی کتابارو بفهمم , روزنامه هارو واسه عکساشون دوست داشتم ... اون موقع ها معنی بعضی از جمله هارو نمیفهمیدم ... دلم واسه اون روزا تنگ شده ! روزایی که اون طوریم که باید حس میکردم حس نکردم ... حالا میدونم ، نوشته های تمام روزنامه هارو میتونم بخونم ... معنی خیلی از جمله هارم میفهمم ، حتی صداها توی ذهنم معنی میشن ، زمان برام معنی میشه ...و خیلی چیزای دیگه ، اه متنفرم از جمله ها و صداهاو زمانای تکراری که همش یه معنیو میده ...

حالم خوب نیس ، روزای بدی بوده و هست ! توی حرف و نوشته و به اسم خاطره نمیگنجه ، منم خسته شدم ، از خودم از اینکه آدم متولد شدم ... شاید توی دنیایی که قبلا روحم اونجا بوده گناه بزرگی کردم که " متولد " شدم .

این چند وقته اینقد نا امید بودمو هسم که میخواسم برم سوار توپولف بشم ، که به لطف پروردگارا آنفلازا اومده ، ایشالاه از اون جهت میریم سفر آخرت ... نه! ولی از این حرفا گذشته ، طرح های خوبیه برای کم کردن جمعیت جهان سوم افسرده و بدبخت !( دقیقا بدبخت ، حرفم نباشه )

 

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره میرسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن

که من کجا رسیده ام

به کهکشان ، به بیکران ، به جاودان

 

: فروغ

: خدافظ .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:13  توسط روومینا | 

سلام ، چرا همیشه اون سوالی که من بعد سلام میکنم جواب نمیدین ؟! (2 نمره )

متاسفانه هیچ خاطره قابل ارجاعی (!) رخ نداده که تعریف کنم ، جان حسن از وختی امتحان آخرمو دادم تا الان هیچ کار مثبتی نکردم ،

هی هر روزم از مدرسه زنگ میزنن خونمون که " شاهزاده خانم چرا افتخار نمیدن بیان سر کلاسشون!؟ " ( منو میگن ها )

مامانمم میگه رفته مسافرت ... اصلا طنز شدم .

تازه چند روز پیش حواسم نبود خودم گوشیو ور داشتم تا صدای دفتر دارمونو شنیدم انگار سرب مذاب ریختن روی سرم عین آدم برفی شدم ( سرب مذاب و آدم برفی بهم ربط دارن ... آره ربط دارن .... میگم دارن ... آ باریکلا )

منم اصلا وا ندادم !!!

اون : سلام ، خانم ویزویزی ؟! خودتون هستین ؟! از دبیرستان رامینا جان مزاحم میشم

من توی دلم : اه ... گند به این شانس بیاد ... گند به تو بیاد ... روزمو نحس کردی ... خداروشکر خودت میدونی مزاحمی .. حالا این  "جان"  جدی گفت یعنی !؟

من : سلام ، خسته نباشید ... من خواهر بزرگ رامینا جان (!) هستم

اون : ببخشید رامینا جان برنگشن از این سفر قندهارشون ؟! آخه کلاسا داره تموم میشه هنوز نیومده ؟

من : خانم فرمایشا میکنید ... سفر قندهار که برگشتن نداره یه چیز تو مایه های سفر آخرته ...

اون : جان ؟!

من توی دلم : پروردگارا چقدر این زن با وقاره ! ... با فهمه ! ... با کماله ! ... خب وختی خودت مزاح میکنی میخوای من جدی باشم ؟! مامان مظلومم جلوی خودم واست خالی میبست ... کی گفت من رفتم سفر قندهار ؟!

من : نه هنوز توی سفرن ! ... انشالاه اگه خدا بخواد واسه 15 شهریور میان وطن

اون : وطن ؟! مگه ایران نیستش ؟!

من توی دلم : هی خودشو ضایع میکنه ... خودت الان گفتی رفتم قندهارها ! ...

اون : ببینم !...

من توی دلم : خاک به سرم این ببینم ها آخر عاقبت نداره ...

اون : رامینا که خواهر نداشت اصلا ؟!

من توی دلم : دیدی گفتم آخر عاقبت نداره ! ... حالام غمت نباشه ! ..

من : چرا خانوم داره ! ... خوشکلشم داره ، فقط من چون یه 10-15 سالی هس که شوهر کردم دیگه جز خانواده به حساب نمیام .... وگرنه خیال کردین خواهرمو در مواقع الشدت تنها میزارم !؟ نه ... نه ! من خواهرشم ! ... اونم مادرمونه !... اینم قاب عکس رامیناس ! ... خود خیر دیدشم سفره !

اون : رامینا ! خودتی !؟ منو سر کار گذاشتی !؟

من توی دلم : آدم باید با عزت زندگی کنه ... حتی اگه جونشم در بره ... بیخی حالا ، یه بار که هزاربار نمیشه ....

تــــــــــــــــــــــــــــــق !

گوشیو قطع کردم !

سریع رفتم دنبال مامانم ( با بغض که خنده ازش فوران میکرد ) بهش گفتم بیاد بهشون بگه که بچه ها داشتن با تلفن بازی میکردنو این بساطا ....


 : یکی از دوس جون های گرامی (هیلاری ) منو دعوت کرده بود این بازی کلمات پراکنده رو از خودم در کنم :::

خسته ی خسته ی خسته - هواپیما - عادت - سینما - گریه - چاله - ذهن لال - پینار - گریه - یلدا - خواب ترسناک - صبر - عادت - شمال - گوسفند گنده ی کنار پاساژ اندیشه - گریه - مغرور - پاکن خمیری - بی رحم - پاستیل - قه قه آزار دهنده - سایه - عادت - گرما - ضربه مغزی - راست های دروغ - خاک بر سر - زیر پل - شهاب حسینی -  شروع .

انگار باید بعدشم 5 نفرو دعوت کنم ، فک نکنم اصلا سر جمع 5 نفر این وبلاگو بخونن .... هر کی دوس داشت بازی کنه دیگه ،

: ( مخاطب خاص داره ) من با قبلم هیچ فرقی نکردم هنوزم همون بی لیاقت قبلم ! بیخیال غرورتو واسه من نشکن ! حیفه ! حروم میشه !

 

: عشق ، همانند یک ساعت شنی است . همانطور که قلب را پر میکند ، مغز را خالی میکند …

" آلبرت انیشتین "

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:52  توسط روومینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

رامینا خانم !

خاطرات.


مذکران اهل قلم
قلب های سنگی (فرهاد)
ای کاش ثانیه ها .. ( وحید جان خان )
کاملترین وبلاگ شخصی ( رامتین )
کاملترین وبلاگ شخصی ( رامتین )
شخصی های دکتر ( دکی)
هم غصه بخون ..( عمو قندی)
نمی تونم بگم ( اقای احمد )
بهترین های تکواندو ( آقای صادق )
عکس عکس عکس (شاهین)
دیدگاه من
تنهائی های من با دوچرخه و دوربینم
...::ورزش تکواندو::....(اقا شاهین)
عکسها و خفن ها !
شمس پرنده
لئون عشق فیلم
تسلیت قلب صبورم...(علی)
جمبابویز! دانلود موزیک ایرانی و خارجی
..::جامینا::.. (جواد انلاین )
دکتر بوس
غریبه
شکلک های جالب
نرم افزار رایگان
جدیدترین کلیپ های مبایل(اسمشو نمیدونم)
««-(Black Love For Ever)-«« اقا محمد
میم مثل کامیار(!)
همه چیز و هیچ چیز پسری....!(علی اقا)
تکنو مبایل
قلبهای عاشق
..محرم راز..
روژی باران(دانیال)
هر چی دلتون میخواد(اقا جواد)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
صبح بخیر
سهراب سپهری-غمی غمناک
مدل های ناصر جون
سیب زمینی های اهل فضل
سهراب + رامینا + ...
بابا لنگ دراز
42 کرومزومی ها
مونثان اهل قلم
گل یـــــــــــخ
گل یـــــــــــخ 2
گل یـــــــــــخ 3
گل یـــــــــــخ 4
گل یـــــــــــخ 5
گل یـــــــــــخ 6
بايادتوهمــــــــــــــــــيشه (زهراخانموما)
همــــــــــــین جوری (هنرمندمعاصرصحرا)
وروداقایـــــــــــــــــون ممنوع (کتایون جون)
سینمای جـــــــــــــــــــهان (تیوا جوون)
به خــــــــــــودم مربوطه (رضوان جان)
شیطون بلای مثبت ( سرشناس )
تینا تـــــــــــــــــنها (تینا خانم گل)
(_.·´¯`·«مموش»·´¯`·._)
سرزمین قلـــــــــــــــب های شکسته (نسیم خانم)
نگـــــــــــــــــــار
..::ماه مهربون::..
یه دخمل گل به اسم : دخــــــــــــــــی !
ღ♥ღ صــــداقــــت ღ♥ღ
.ღ. لیــــــــــــمورا .ღ. ( وروجک )
immortal ( فرناز )
خط خطـــــــــی (هیلاری )
theonlysweetkiss (شایا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM