![]() |
![]() |
|
|
سلام باز دوباره خوبین؟
سرشناس منو دعوت کرده برم بازی کنم ! الانم میخوام بازی کنم شمام اگر اهل بازی و این بساتا نیستید و همش فکر میکنید که : زشته بابا ...! از ما گذشته ...! این بچه بازیا چیه ..؟! باید خدمتون بگم هیچی تو دنیا بهتر از بچه بازی در آوردن نیست اصلا شمایی که الان تو عالم بزرگسالی به سر میبری و بچگی شده واست یه خاطره , میخوام ازت بپرسم دنیا بزرگا هیچ خیری داره ...؟! در عالم بچگی هم به روی هیچ کس بسته نیست ! به قول یکی از دوستان اومده گفته بود: آدم جرات نداره به تو بگه «ف» دیگه پدر ف و ف صاحب رو در میاری !(من انتقادارم تو وبلاگم میزارم ) (البته باید بهت بگم که تو نمیتونی حرفتو راحت بزنی برو گفتار درمانی!) خلاصه منظور این بود که هی از بحث خارج نشم میخوام امروز بازی کنم اسمه بازیشم چون اسم نداره خودم میزارم « نکره به معرفه در 10 دقیقه » (شایدم بیشتر بستگی به سرعت مخ خودتون داره ) خودتو معرفی کن : رامینا . د البته همه یادگرفتنو منو رومینا صدا میکنن اما اسم واقعییم همون رامیناست ! رامینا هم مونث شده اسم رامین هست ! اسم کاملا ایرانی ! به معنی آرام و بلند قامت , و نام عاشق ویس ! به جز رومینا اسامی دیگه ای هم میگن : رومی ؛ رامین (بابام اکثرا میگه )یه جام رفته بودم کلاس زبان زنه بهم میگفت رامینتا !با توجه به جنگ و دعواهای زیاد رفتم رشته گرافیک! بچه ای خوبیم کلا ! آزارم ندارم . فقط حرف زیاد میزنم یعنی از اون اول دبستان عادت کردم این معلما هی بگم رامینا پر حرفه و هی جامو عوض کنن (ولی من بر بچس مکان جدید هم به حرف میگیرم نه واسه آزار واسه رو کم کنی از معلما) مهربونو خوش اخلاقم ! در ضمن عاشق اینم که پای درد و دل همه بشینمو اگرم شد یه کمکی بکنم واسه همین خیلی دلم میخواد مدد کار اجتماعی بشم خودمو اذیت نمیکنم از کارای اشتباهم حد اقل خودم میگذرم و برای گذشت دیگرانم جبران میکنم اگر کسی رو از خودم دلخور کنم واقعا ناراحت میشم و زود ناراحتیشو بر طرف میکنم خودمو دوست دارم و اجازه نمیدم کسی شخصیتمو پایین بیاره کسایی که باهاشون در ارتباطم رو خیلی خوب میشناسم حتی بعضی موقع ها اهداف اونارو از بعضی کاراشون بدون اینکه بگن میفهمم اما از این حس سو استفاده هم نمیکنم اگر دست یکی رو بخونم و زیاد جالب نباشه پای این میزارم که هیچ کس کامل نیست و هر کی یک ضعف شخصیتی داره حتی خودم !بلهههههه هیچ وقت کار اشتباهی رو به روی کسی نمیارم چون دوست ندارم وقتی یک اشتباهی کردم و به اشتباهم پی بردم کسی اونوبه روم بیاره وقتی کسی دوست نداره چیزی رو به روش بیارم محال این کارو بکنم از شوخی کردن خیلی خوشم میاد اما نه از نوع پشت وانتی و هیچ وقت با ضایع کردن کسی به طور جدی و بردن آبروش شوخی نمیکنم پدر و مادرم رو خیلی دوست دارم و دوستای زیادی دارم که اونارم خیلی دوست دارم امکان نداره تاریخ تولد و این چیزا یادم بره ...! قول هایی که میدمو فراموش نمیکنم خیلی سخت انتخاب میکنم یعنی خرید کردن واسم زجره ! چون اصلا نمیتونم ! ولی خیلی دوست دارم وقتی به یک قضیه بد بین باشم حتما اتفاق بدی میوفته یه خرده تعارفی هستم متاسفانه ! اما در مراحل درمانم !بعضی وقتا لجباز میشم یعنی تا کسی لجمو در نیاره کاری ندارما. دیکتم افتضاهه [هر فصل مورد علاقه: پاییز از همه بیشتر بعدش زمستون و تابستون و بهار .پاییز رو با مدرسه دوست دارم و باید اعتراف کنم مدرسه با تمام گندیاش و غر غر های من (!) با حال ترین جایی که دیدم (البته جای با حال زیاده ها اما خب بلاخره تفریحات سالمو ....این بساطاااا!) از بهار زیاد خوشم نمیاد یه جوریه من همش باید عطسه کنم و غصه خردادو بخورم ! رنگ مورد علاقه : آبی و سفید ,آبی روشنی که قاطیش یه کم خاکستری شده که , سفید آبی با هم قاطی هستن اما از خاکستری تنها متنفرم ! غذای مورد علاقه : آلبالو پلو عالیه ! البته نه هر آلبالو پلویی موسیقی مورد علاقه : پیانو رو خیلی دوست دارم کلا از اینایی که یه بند ناله میکنن خوشم نمیاد از کارای محسن چاووشی, رضا صادقی (خیلی ), شادمهر (خصوصا کارای قبلیش ), حمید عسگری (با آلبوم کما ) , از صدای امیر تتلو خوشم میاد اما از خودش اصلا (!) تو قدیمی هام از یک شعر عقیلی ( فردا تو می آیی ) خیلی خوشم میاد چیزای شاد و خزم دوست دارم از عمو انریکو هم بدم نمیاد
بدترین ضد حالی که خوردم: کسی که از بچگی باهاش بزرگ شده بودم و مثل خواهرم دوسش داشتم باهام بدترین کار بشریت رو کرد (خیانت) بعد از 13 14 سال رفاقت حالا گذشته دیگه ...! ناشیانه ترین کارایی که کردی : اصولا ناشی گری بنیاد هر کاریه و چاشنی آغاز هر کاریه از این رو ما زیاد ناشی گری کردیم و بنیان گزاری بهترین خاطره ام : خدارشکر خاطره خوب خیلی زیاده مخصوصا خاطرات مدرسه که لحظه به لحظش توی بدترین شرایطم برام خیلی جالب بود منتها حالا (!) بدترین خاطره : روز آخر مدرسه پارسال که از خیلی از دوستام که باهاشون 3 سال یا بیشتر بودم خداحافظی کردم و رفتن یکی از بهترین دوستام از تهران (یاسمن) الانم 4-5 سالی میشه که ندیمش کسی که بخوام ملاقات کنم :هر کسی که با شخصیت باشه ! کلا ملاقات کردن رو دوست دارم کسی که نمیخوام ملاقات کنم: عزرائیل البته فعلا ! برای کی دعا میکنم : برای همه ! مخصوصا هر چی بچه مریضه ! برای خودم , مادر پدرم , دوستام وکلیه آشنایان و همه وهمه ! موقعیت من در ده سال آینده : نمیدونم ...! اما خیلی برام جالبه که نمیدونم بزرگترین آرزو یا بهتر بگم آرزو ها :عاقبت به خیری دعوتیای من: تمام کسایی که این مراحل نکره به معرفه مارو تا اخر خوندن باید خودشونم تو وبلاگشون این بازیو بکنن (زوریه و خیلی هم جالب )
توضیحات : 1. دقت کنید کلمه بساط رو در دونقطه به دو املای متفاوت نوشتم ! حالا دیگه دقت نکنید ! 2. آپ جالبی بود خدایی ! شما هم توی وبلاگتون بزارید 3. اگر سوال دیگه ای هم بود بپرسید (خصوصی ,نمیه خصوصی , عمومی) 4. واقعا تا تهش خونید ؟ 5. همگی با هم « خــــــــاک بر ســــــر وزارت نــــــیرو » شاد باشید فعلا بای |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 9:43 توسط روومینا |
|
|
سلام امیدوارم همتون خوب باشید و اگرم زیاد خوب نیستید و خدای نکرده اگرم اصلا خوب چیه ؟ افتضاحید هر چه زود تر خوب بشید تا بتونید خوب باشید و من به آرزوی سرگشادم برسم . راستی ظهرهای تابستونتونم خیلی خوب بود و خداشکر نه سوزنده بود و نه بیروح و سرد . ولرم بود ! اصلا لفظ داغ دلچسب نیست ... حتی برای چایی ! خانم های قدرتمند ! من اصلا از رفتارهای فمنیست ها این چیزا خوشم نمیاد چون یک جور افراط همچین سنگ حقوق زن رو به سینه میزنن که انگار زنای ایرانی در استعمار کامل مردا هستن انگار اونا قدرتی برای دفاع از خودشون ندارن؛ جنس لطیف آره اما جنس ضعیفم نه ! هر خانمی عقل تدبیر داره بابا !اما خوب بعضیام کم سو استفاده نمیکنن و کم حرف مفت نمیزنن که خانما عقلشون تو فرقونه و این حرفا اما همه ما میدونیم که فقط در حد حرف ! اما خانم های قدرتمند تاریخ وسیاست: ویکتوریا :
ملکه الیزابت : «الیزابت » هم یکی دیگر از پادشاهان انگستان بود. این زن با عزم و اراده آهنین سلطنت کرد و در زمان سلطنت خود بزرگترین خطری که از جانب اسپانی متوجه انگستان شد رفع کرد؛ یعنی موفق شد که نیروی دریایی بزرگی که «فلیپ» پادشاه اسپانی به سوی انگستان بفرستد را شکست دهد این نیروی دریایی بسیار برزگ پر قدرت بود و آن را «نیروی شکست ناپذیر » میخوانند ماری ترز : «ماری ترز» امپراتریس آلمان ,ملکه مجارستان و بوهم , آرشیدوشس اتریش بود . در سال 1726 با « فرانسوا دولرن » ازدواج کرد و از او 16 فرزند آورد که یکی از آنها « ماری آنتوانت » ملکه فرانسه بوده , پشتکار و شهامت و اراده قوی این زن او را در تاریخ اتریش بلند نام ساخت ؛ مدت ها با فردریک دوم پادشاه معروف پروس جنگ کرد و هیچگاه در برابر طبع جهانجوی او سر تسلیم فرود نیاورد . در تامین آسایش و رفاه مردم بسیار کوشش کرد تعلیم و تربیت را رونق داد توضیحات : 1. کسی رو تحقیر کردن به خاطره عقده و حقارت درونی خود کسی هست که تحقیر میکمنه ( حالا تو هر نسبت و مقامی ) 2.آقایون قدرتمند هم کم نبودند 3. چای ولرم ممکنه قابل خوردن نباشه اما داغه داغشم خوب نیست به نظرتون چی مناسبه؟ 4. خیلی ممنون که میخونید قول میدم زود زودتر آپ کنم به شرطی که کمک کنید ! ۵. در مورد حقیقی بودن عکسا مطمئن نیستم . منبع: wikipedia. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:36 توسط روومینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
رامینا خانم ! خاطرات. |
| صبح بخیر |
|
سهراب سپهری-غمی غمناک مدل های ناصر جون سیب زمینی های اهل فضل سهراب + رامینا + ... بابا لنگ دراز 42 کرومزومی ها |
|
RSS
|