![]() |
![]() |
|
|
سلام بازم سلام اصلا صدتا سلام آخه میگن سلام سلامتی میاره ... حیف نیست آدم توی تابستون سلامت نباشه آخه مگه چندتا تابستون توی سال هست ... به جون شما فقط یه دونه ! با تابستون چطورید ؟ اره قدرشو بدونید به قول شاعر : تابستون کوتاهه ... --------------------------
ببین من اصلا از ساعت های بین 10 تا 4 بعد از ظهر بدم میاد!!!!!!!!خیلییییییییییییی!!!!
من. ظهر تابستون. صندلی دفتر. یه پنجره باز برای وارد شدن هوای تازه. گرمای بی حد. نبود حتی یه دونه پنکه. نگاهم به مانیتور کامپیوترم و موضوع تابستان.
ظهر تابستان, تیله بازی با بچه های محل روی رد روغن ماشینهای قدیمی رو آسفالت داغ کوچه های تنگ و ساکت خیابون کارون!
دوست دارم تو این هوای خیلی گرم بهش بگم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
ظهر تابستون برای کسی که داره میره زیر پرچم فقط گرماش به یاد می مونه..
رنگ ظهر تابستون؟؟؟ نمیدونم ولی واسه من ظهر تابستون اصلا جالب نیست. تنها خاصیتی که داره اینه که اینقدر گرمه که آدم (ببخشید ها)میشه!!!
ظهر تابستان یعنی گرمایی بی حد و حصر که با آب تنی در خاطرات
ظهرتابستون یعنی صبح زمستون چون تاازخواب پاشی...ساعت میشه12
خورشید با تمام وجود گرماشو به زمین می بخشد.
پسر به همکلاسی: آخ جون دیگه تابستون شد و میتونم به پدرم کمک کنم! همکلاسی: منم میخوام به بابام کمک کنم ولی میگه توی شرکت جای بچه ها نیست! پسر: امسال قراره خواهر بیان خونه ی ما !! الان 6ماهه ندیدمش! همکلاسی: ما هم قراره بریم کانادا خونه عمه جونم! ××××××××× صحنه دو: (منزل پسر) -سلام مامان سلام پسرم امتحان چطور بود - مثل همیشه عالی آفرین پسرم ایشالا نمره های خوب بگیری! - مامان من میخوام دکتر بشم! ایشالا! بعدش باید قلب مامانت رو خوب کنیاااااا پسر به فکر فرو میرود! ××××××××× صحنه سه: (منزل همکلاسی) لیلاااااااا لیاااااا کجایی بدو بیا لباسام رو عوض کن پس این غذای من کووووووووووووو پس کجاییییییییی ببین به بابام میگم حقوقت رو نده هااااا ××××××××× صحنه آخر: (محل کار پدر , پسرک در حال کمک به پدر) بدو بدو هندوونه های شیرین داریم .....
درمورد تابستون باید بگم به نظر من گرما یعنی شور یعنی حال یعنی عشق یعنی گردش یعنی اردو یعنی آبتنی تو ساحل یعنی ...
راستی ظهر تابستون بستنی نوشمک آلاسکا یخمک و.... فاز میده
مهندس مشاور تابستان واسه ما یک کلمه است اما برای کودکان یک دنیا. تابستون رو درس بخونی تا جهش بدی!تابستون رو همه سفر هستند و سر جزوه ی کنکور! تابستون رو درس بخونی تا 6 ترمه تموم کنی. چندین تابستان رو واسه بزرگ شدن حرام کردیم و تا به اینجا برسیم. اینجایی که باید پروژه رو تا موعد پیمان تمومش کنی و اگر نشد مجبوری تمام زحماتی که تابستون واسه طراحی یک پروژه تو گرما و توی اتاق اداره با همه بدبختی تموم کردی و واسه اینکه تو تحریم هستیم و مواد اولیه نیست، به باد و نسیم سحری تابستون بسپاری! تابستون یعنی این که یک عمر درس بخونی بشی مهندس آخرش بهت بگن: بچه جون اینجا ایران هست و اون درس ها فقط مال توی دانشگاه است! این هم تابستون به قلم عضوی از جامعه ی مهندسی ایران!
ظهر تابستون میشه گفت هوای گرم که بیرون رفتن تو این هوا مثل افتادن تو یه ماهیتابه است اما شباش عشق بخصوص رفتن به پارک
به نظر من اینه که اطلان خوب نیست به نظره من بوی غم داره ولی عصرها بهتره آدما تو ظهرا میخوبن و من اینو اصلان دوست ندارم که خونمون از سکوت پر بشه در ظهر به خاطره این هی شلوغ میکنم بقیه رو بیدار میکنم ------------------------
چه اخبار ... یا خبرها؛ اره خبرها بهتره ... اصلا چرا باید از جمع عربی استفاده کنیم ؟ جدا تا حالا فکر کردید؟! قسد توهین به هیچ زبونی رو ندارم همون طور که فارسی خیلی محترمه (!) زبونای دیگه هم همین طور اما نمیدونم یک سری چرا از زبان و ملیت خودشون فرارین !؟ اونایی که هنوزم به زبون فارسی افتخار میکنن برای خوندن بقیش به ادامه مطلب برن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 14:31 توسط روومینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
اینجا تشکیل شده از : خاطرات ، سهراب ، ذهنیات من ( قسمت های عمومی) ، سهراب ، علاقه مندی هام ( بازم قسمت های عمومی ) ، نظرات ، و ... نهایتا سهراب ! |
| صبح بخیر |
|
سهراب سپهری-غمی غمناک مدل های ناصر جون سیب زمینی های اهل فضل سهراب + رامینا + ... بابا لنگ دراز 42 کرومزومی ها |
|
RSS
|